مشخصات تپه هاي حسنلو
از
قراين و حفاريهاي چندي كه دراين ناحيه به عمل آمده است چنين معلوم مي
گردد كه تپه مركزي به نام اصلي و قلعه, وسط شهر را تشكيل مي داده و تپه
هاي مجاور آن محل سكونت عموم بوده است.
چون
تاكنون در كاوشهاي اين ناحيه علايمي از خط به دست نيامده بدين لحاظ نمي
توان نام محل مزبور و تاريخ آن را به طور يقين نمود و همچنين به واسطة
عدم وجود اعتباركافي, حفاري دامنه داري در تپه مركزي حسنلو انجام
نگرفته تا بتوان مشخصات اصلي بنا را در دوران مختلف تشخيص داد.
ولي به
طوراجمالي مي توان گفت كه جلگة حسنلو را در اواسط هزارة دوم ق.م اقوام
مهاجر جهت سكونت اختيار نمودند تا اوايل هزارة اول ق.م كه تقريباٌ
مصادف با زمان تشكيل دولت مادها مي گردد, اين محل خالي از سكنه نبوده
است چه با كشف اشيا از قبيل مفرغ و آهن و ظروف لعابي در تپه حسنلو كه
هم دوره با اين زمان است, تقريباٌ نظريه فوق تاييد مي گردد. و نيز با
كشف سنگهاي حجاري شده در تپه هاي اطراف با اينكه وجود بناي عظيمي را در
آنجا معلوم مي دارد و ضمناٌ اين موضوع را روشن مي سازد كه پس از ويراني
اين شهر به وسيله ي اقوامي مهاجم كه ممكن است آشوريها ياقوم ديگري بوده
باشد مدتي در اطراف آن خصوصاٌ تپه هاي مجاور تپه مركزي, مردماني سكونت
داشته و از سنگها و مصالح و حتي از نقوش برجسته بناي مركزي جهت
منظورهايي استفاده مي نمودند.
تپه مركزي تاارتفاع 10 سانتيمتر مورب
بوده و از آن به بعد يك مرتبه قسمت فوقاني آن بريده شده و تقريباٌ
مسطح گرديده و آثار و علايمي كه در سطح صاف آن مشاهده مي شود بدين
قراراست: در وسط تپه, گودال قيفي شكل نسبتاٌ بزرگي است كه در
اطرافش چهار تپه كوچك به فاصله مختلف قرار دارند ارتفاع بلندترين
تپه ها از سطح تحتاني گودال در حدود 5/4 سانتيمتر ميباشد. آثاري كه
در آنجا به نظر مي رسد عبارت از تخته سنگهاي بزرگي است كه از زير
خاك نمايان و درسمت جنوبي آن مجرايي به عرض نيم متر ديده مي شود كه
سقف آن باتخته سنگهاي صاف پوشيده شده علاوه بر آثار فوق در دو تپه
بقاياي ديوارهايي از خشتهاي بزرگ مكعب مستطيل بوده كه ابعاد آن در
حدود (10*16*30) سانتيمتر است و ملاطي كه خشتها را با آن ساخته اند
مخلوطي از گل و ماسه و كاه بوده است. در گودال وسط تپه چاهي قرار
داشته كه به تدريج از خاك انباشته شده و شيب حفره مزبور در اثر
ريزش خاكهاي چهار تپه مجاور بوجود آمده است, از روي آثر و اشيا كه
تاكنون در طبقات مختلف حسنلو گرديد مي توان سه دوره را در آن محل
تشخيص داد.
1-
دوره اي كه تپه مركزي هنوز وجود نداشته و
اقوامي در آن سكونت داشته و داراي تمدني عالي نبودند.
2- زماني است كه تپه مركزي,
آباد و اين محل جمعيت بيشتري داشته و يكي از نقاط آباد آن زمان را با
تشكيل مي داده است و دراين موقع سطح تمدن مردم ساكن آنجا خيلي بالاتر
از اقوام اوليه آن بوده است.
3- موقعي
است كه بناي اصلي شهر و تپه مركزي, در نتيجه حمله ي اقوام ديگري كه
ممكن است آشوريها يا سكاها بوده اند ويران و منهدم گرديد ولي با وجود
از بين رفتن, در تپه هي مجاور تامدتي سكونت داشتند. همچنين در ارتباط
با چهار تپه مجاور مي توان گفت كه ظاهراٌ چنين گمان مي رود كه چهار تپه
كوچك فوق خرابه هاي چهار برج گوشه هاي قلعه بوده است و تعيين محل اصلي
آن در نتيجه ويراني و مرور زمان بدون حفاري غيرممكن است.
دو تپه الف و ب در جهات فرعي يعني شمال
غربي و جنوب غربي قرار دارند و براي بدست آوردن محل دو برج ديگر به
طريق سهمي از سوي نقشه مي توان حدود مكان راتشخيص داد. از آثار ظاهري
مذكور در فوق مي توان چنين نتيجه گرفت كه
گودال مركزي حياط قلعه و تپه اطراف آن چهار برج قلعه و چاه وسط گودال
را بري آب مورد احتياج ساكنين آن حفر نموده بودند و نيز خشتهايي كه در
اطراف تپه مركزي ديده مي شود كه به طور منظم چيده شده است بايد بقاياي
ديوار اصلي بناي فوق باشد.
|