دورانهاي سكونت در حسنلو
به عقيده ي
دكتر دايسون رئيس هيات مشترك ايران و آمريكا ده دوره ي مغاير سكونت در
تپه حسنلو موجود است و از قديم به جديد يعني از دوره ي دهم شروع و به
دوره ي يكم كه آخرين دوره است ختم مي شود. دايسون, تاريخ تقريبي سكونت
در دوره ي دهم را به 6 هزار سال ق. م نسبت مي دهد و دوره ي نهم وهشتم
تا هفتم را بين 6 هزار و سه هزر سال ق.م مي داند. از سه دوره ي دهم
ونهم و هشتم اطلاعات زيادي نداريم. از دوره ي هفتم تا دوره ي اول
اطلاعات بيشتري موجود است. در اين دوره ها به بناهاي خشتي و گلي و سنگي
برخورد شده است از حفاري كه در ترانشه UZZ در سالهاي 1349 و 1351 انجام
گرفت, ثابت شد كه از دوره ي چهارم سكونت در حسنلو يعني از هنگام وقوع
آتش سوزي بزرگ تا دوره ي هفتم سكونت (2200 سال پيش از آتش سوزي), آثار
ساختماني اي كه دال بر سكونت افرادي در حسنلو مي باشد موجود است.
بنابراين, دوره ي هفتم بين 2500 تا 3000 ق.م بودهاست كه از ابزار مفرغي
استفاده مي شده است و دوره ي ششم بين 2000 تا 2500 ق.م و دوره ي پنجم
مي تواند 1300 ق.م باشد. در دوره ي پنجم سكونت در حسنلو ظروف سفالي
خاكستري رنگ ظاهر شده ولي اقوام سازنده ي اين ظروف سفالي معلوم نيست كه
از چه منطقه اي به اين محل آمده اند.
از
مختصات دوره ي پنجم سكونت در حسنلو وجود ساختمانهاي خشتي و گلي
است. دوره ي چهارم بين 1300 تا 800 ق.م است يعني همن دوره ي آتش
سوزي بزرگ و لايه هاي سوخته وتقريباٌ به مدت 500 سال سكونت راتشكيل
گرديده است. در اين دوره, ساختمانهاي حسنلو از سنگ ساخته شده بود و
تمدن بسيار درخشاني در اين دوره در حسنلو وجود داشته است. دوره ي
سوم سكونت در تپه حسنلو دوره ي مادها و كمي پيش از آن بوده و نيز
اين دوره, نيمي از دوره ي هخامنشي را هم شامل مي شود و خود اين
دوره به دو قسمت IIIA , IIIB تقسيم مي گردد و دوره IIIA قديمي تر
از دوره ي IIIB بوده است. دوره ي دوم همزمان با نيمي از دوره ي
هخامنشي و همه ي دوران پارت و نيمي از دوران ساساني مي باشد. و
دوره ي اول كه لايه ي بسيار ضعيفي است شامل اواخر دوره ي ساساني و
اوايل ظهور اسلام است كه اثري از آن موجود نيست و كليه آثار اين
دوره از ميان رفته است. مهمترين دوره ي سكونت همان دوره ي چهارم
است.
ساختمانهاي
يافت شده دراين دوران به شرح ذيل مي باشد :
كليه
ساختمانهاي يافت شده در حسنلو از سنگ ساخته شده و متعلق به دوره ي
چهارم سكونت است (اگر چه مقدار كمي هم سنگ در پي هاي ساختماني دوره
ي پنجم بكار رفته است) هيات حفاري در سالهاي اخير توانست اتاقهاي
متعددي باسالنهاي بزرگ درمركز تپه كشف نمايد و ديوار دفاعي قلعه
نظامي و دژ محكم اين شهر را از زيرخاك بيرون سازد. از اكتشافات
اخير اين هيات دست يافته به سه معبد بزرگ ستون دار است كه حتماٌ
مراسمي در هر يك از آنها اجرا مي شده است. و به نظر مي رسد كه اين
سه تالار بزرگ ستون دار هم زمان با هم ساخته نشده است بلكه تالار
ستون دار شرقي اول و تالار ستون دار شرقي اول و تالار ستون دار
بزرگ جنوبي پس از آن و تالر ستوندار غربي بعد از هر دو تالار ساخته
شده است و به عبارت ديگر مي توان گفت هنگامي كه تالار ستون دار
بزرگ جنوبي را بنا كرده اند اولين تالار ستون دار شرقي منزوي شده
بود و از آن استفاده كافي نمي شده است. و آن تالار به انبار يا
طويله اسبان تبديل شده است و نيز سومين تالار غربي ستون دار را
هنگامي بنا كرده اند كه دومين تالار بزرگ جنوبي تكافوي احتياجات
آنها را نمي كرد. بنابرين اقدام به ساختن سومين تالار بزرگ ستوندار
كرده اند, شواهدي كه از اين حفاري در دست است, اين طور نشان مي دهد
كه هر سه بناي ستون دار, مانند يك مركز مذهبي يا معبدي بوده كه
براي انجام تشريفات خاصي ساخته شده بود.
|